قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
359
درة التاج ( فارسى )
تصريح به اين مثال كرده است در رسالهء كى موسوم است ببحث در حجج جمعى كى ماضى را مبدأ زمانى اثبات مىكنند « 1 » ، جه حوادث لا الى النهاية « 2 » ثبوتى در ذهن ندارند بسبب آنك نامتناهىاند ، و نه در خارج بسبب آنك در وجود مجتمع نيستند ، بس مجموع را در ذهن ثبوتى نيست الا من حيث انّه شىء و نحوه ، و همجنين فرق ميان [ ايشان ] به غير اين توان كرد . جنانك صورى « 3 » بيذا كنند كى سالبه در آن صادق باشذ و موجبه كاذب ، و لكن « 4 » فرق اصلى آنست كى از شيخ نقل كرديم كى : فرق ميان ايشان در موضوع [ غير ] ثابت ظاهر شوذ جون او را از آن روى گيرند كى غير ثابت است - نه از آن روى كى ثابت فرض كنند ، و الا متلازمان باشند جنانك هم شيخ اشارت به آن كرده است كى و اما فى الموضوع الذى لا يؤخذ غير ثابت فالسالبة و الموجبه متلازمتان « 5 » فيه . و جون موضوع مصطلح به اين اعتبار [ مأخوذ نيست بل به آن اعتبار ] مأخوذست كى او را ثبوتى در ذهن يا در خارج باشذ ، بس سالبه و موجبه ، مصطلح متلازمان باشند . و يكى از ديگرى عامّتر نباشذ ، و جون بنا بر اين اصطلاح ميان ايشان عموم و خصوص نيست ، بس بعد از اصطلاح برين بايستي كى تعرّض بأين بحث كى سالبه اعمّ است از موجبه و لوازم آن نكردندى امّا جون در نفس امر ( نه ) بحسب اصطلاح ايجاب بىثبوت نمىتوانست بوذ بخلاف سلب ، حكما خواستهاند كى اعتبار اين دو قضيّه كنند بحسب نفس امر ، نه بحسب اصطلاح ، لا جرم ، بحث ازين لوازم كردند - و اگر جه بحسب اصطلاح اين بحث را هيج فائده نيست .
--> ( 1 ) - در فصل 5 فى حال المقدمة المشتركة في قياساتهم . ( 2 ) - لا الى اول - م - ط . ( 3 ) - صورتى - م - ط . ( 4 ) - و يمكن - م . ( 5 ) - متلازمان - م - ط .